روش تبدیل مرغ به ... !
ابتدا یک مرغ را به صورت قانونی می گیریم...

و با رعایت حقوق مرغی به مکانی مناسب منتقل کرده ...

به او فرصت تفکر می دهیم ..
.
سپس او از ما خواهد خواست تا نتیجه تفکراتش را با سایر مرغ ها در میان بگذارد!

... .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:22 توسط P.O.D |
داشتم یاد اون روزا می افتادم.یاد دوران کودکی.با همه صفا و صمیمیتش.یا کارتون ها و آتاری ها.یاد دبستان و اولین روز مدرسه.یاد زود قهر کردن و زود آشتی کردن ها.یاد مشق ها ی شب.جدول ضرب و ...شاید بهتر باشه این شعر زیبا را از خانم الهام بذارم.
اولین روز دبستان، بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی، زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر ازتصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من، یادم کنید
باز هم در کوچه فریادم کنید
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد ميشديم باز کوچک
لا اقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم ، نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
شعر از الهام
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 6:47 توسط ٍSENATOR |
شاید برام جالب بود در این مورد مطلبی بنویسم.چون من خودم از طرفدارای این فیلم هستم.و حتی رفتم در مورد تاریخچه پادشاه جومونگ از ویکی پدیا مطالعه کردم.اما سوال اساسی اینجاست که چرا این سریال این قدر طرفدار دارد؟و چرا بازیگر این فیلم آنقدر محبوبه که الان در دنیای مجازی پر از تبلیغ تمام سریال ها و فیلم هایی که بازی کرده؟ تبلیغات را بخونید جومونگ۲و۳و۴و۵و...من اصلا کاری با کره ای ها و فیلم هاشون ندارم.اون ها تاریخ و فرهنگشونو به نحو احسن به دنیا نشان دادند و فخر فروختند و انصافا سریال هایی ساختند که خانواده ها را جلوی تلوزیون نگه میداشت.حرف من اینه که چرا ما با این تاریخ پر شکوهمان همچین صادرات فرهنگی نکنیم؟بذارید کمی از تاریخ ایران بگم.در همین زمان که بویویی بود و کشور هان بود(چین)در ایران سلسله اشکانیان بود.اشکانیان از بهترین سوار کاران دنیای آنروز بودند و سواره نظام هایی داشتند که از سر تا پا آهنین بودند(توجه کنید به سوار نظام آهنین فیلم جومونگ)همچنین بهترین کماندار ها را داشتند.در اون سال هایی که جومونگ امپراطوری خودش را جشن می گرفت ایرانیان به سپهسالاری سورنا به روم متجاوز شکست سختی داد که هنوز در تاریخ روش جنگ پارتی زنی معروف هست.در آن زمان که کشور هان افتخار می کرد با ایران دادوستد می کند.چرا فیلم سازان ما از این همه موضوع تاریخی ایران فیلم نمی سازند؟فیلم های تاریخی ما محدود می شود به عربده کشیدن و شمشیر زنی مسخره.دریغ از یک فیلم نامه خوب یا آهنگی که تماشا چی را تحت تاثیر قرار بده یا صحنه های قشنگ و زیبا!قبلا فکر میکردم به این علت فیلم زمان قبل از اسلام نمیسازند چون با بعضی رویداد ها مشکل دارند مثلا حجاب زنان آن موقع.ولی با فیلم حضرت یوسف دیدیم که با کلاه گیس این مشکل حل کردند.اخیرا در ماه رمضان متوجه شدم که فیلمی درباره دانشمند بزرگ ایران غیاث الدین کاشانی پخش می کنند و خوشحال شدم که فیلمی با این موضوع ساختند ولی با دیدن چند قسمت از این فیلم مثلا تاریخی به حال خودمون افسوس خوردم و افسوس خوردم.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 15:20 توسط x-man |
آدمی عاشق انتقاد کردن از دیگران و مورد تحسین قرار گرفتن است.نگاهی به اطراف خودتون بکنید پدر و مادر و برادر وخواهر یا دوستان و همسایگان.همه به نوعی از چیزی غر میزنند و فوری انتقاد میکنند.از دولت و گرانی میوه و آلودگی هوا.کارمند از همکارانش انتقاد میکند.بازاری معتقد است که جنسش از همکارانش بهتره .مهندس در کارخونه ایده پردازی میکنه و مدام میگه اگر من جای رییسم بودم این کارو میکردم و ... هرگروهی از گروهی دیگر انتقاد میکنند و در همین حال گروهی دیگر از همین منتقد کننده انتقاد میکند.از اون طرف فردی که از او انتقاد میشه موضع تدافعی میگیرد از اقدامات خود دفاع میکند.در کل فکر میکنم چیزی تحت عنوان انتقاد سازنده وجود نداره و اگر هم باشد درصد کمی از افراد هستند.حتی کسانی که مدعی هستند طاقت انتقاد دارند در دل ناراحت میشوند و تظاهر میکنند که انتقاد بجایی کردید.از اون سر ماجرا ما عاشق تحسین هستیم.حتی در این فکر نباشیم که کاری خاص انجام دهیم تا مورد تمجید قرار گیریم ولی به محض اینکه کسی از یک کار و خصلت ما تعریف کند در دل خشنود میشویم.یکی از موفق ترین رییس جمهور های آمریکا آبراهام لینکلن بود که از بارز ترین خصوصیاتش این بود که خودش را کنترل میکرد و کم انتقاد میکرد.حتی هنگام جنگ داخلی آمریکا وزیر جنگ لینکلن مرتکب عمل اشتباهی شد او نامه ای پر از گلایه نوشت ولی این نامه را هرگز به او نداد بلکه در کمد شخصی خود گذاشت و بعد ها بعد از ترورش نامه اش را پیدا کردند.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 2:10 توسط x-man |
سلام به همه ی بچه های مواد.تابستون حتما خوش میذگده.قهرمانی تیم م بسکتبال رو به همه مخصوصا شاهین تبریک میگم. معلومه که خیلی مشغولین که سر نمی زنین شاید هم فراموش کردین وبلاگ داریم... .بگذریم امیدوارم ۱ مهر ببینمتون.خدا نگهدار
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 23:21 توسط P.O.D |